السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
150
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
زمانى نبوده و در زمان بعد موجود شدهاست ، كه نبود آن در زمان قبل و بودنش در زمان بعد قابل جمع نيست . عدم ازلى ، عدمى است كه هيچ گاه مسبوق به وجود نبوده است . نه در زمانهاى سابق و نه قبل از آنكه زمان پديد آيد شريك البارى مسبوق به عدم ازلى است ، يعنى هيچ گاه نه در زمانهاى سابق و نه قبل از پيدايش زمان موجود نبوده است همان گونه كه ابداً نيز چنين است ، يعنى هيچگاه موجود نخواهد گشت . طرح يك شُبهه متن وبذلك يندفع الاشكال فى اعتبار عدم العدم . . . والنّوعيّة والتّقابل لا يجتمعان الْبَتّةً . ترجمه و به جهت تمايز اعدام ( به واسطهء اضافه يا قيد ) اشكال زير ، دفع مىشود . ( اشكال ، عبارت از اين است كه ) عدمى كه اضافه مىشود به عدم ، نوعى از عدم است . از سوى ديگر از آن جهت كه عدم مضاف ، رافع عدم مضافٌ اليه است مقابل عدم است ، به نحو تقابلى كه بين دو نقيض ، وجود دارد . و نوعيت و تقابل قطعاً با يكديگر جمع نمىشوند . شرح عدم العدم نوعى از عدم به شمار مىرود ؛ زيرا مقيد ، نوعى از مطلق است . از سوى ديگر عدم العدم مقابل عدم است ؛ زيرا رافع اوست . و رافع هر شىء ، نقيض آن محسوب مىشود . بديهى است عدم مضاف ، عدم مضاف اليه را بر مىدارد . پس اين عدمِ مقيد ، نقطه مقابل عدم مطلق قرار مىگيرد و تقابل تناقض بين آن دو بر قرار مىشود . اشكال اين است كه چطور ممكن است عدم العدم ، هم نوعى از عدم مطلق باشد و هم نقيض آن . و حال آنكه جمع بين نوعيت و تقابل ، محال است .